مِن بعد واردع وبی شم ک توش سُسشر نوشتع شدع بآشع و حرفی ع رل و مل و ع این ک.ص کلک بآزیآ توش بآشع، فُشش میدم:/
یآرو تو وبش نوشتع جدیدا بیشتر ع قبل دوسش دآرم جریآن چیع؟!
جریآن اینع ک تو ک.ص مُخی فرزنده دلبندم...
جریآن اینع ک هورمونات زدع بآلا نمیفمی دآری چ گهی میخوریع خآرکمبه:/
بآوا پاش برو درسآتو بخون ماتحت گشآد:/
برچسب:
نویسنده: نگار کوهی
دقت کردین گاهی اوقات وقتی ع یکی سوال میپرسی انگا یا خعیلی تحته فشارع و دارع ج میدع یا خعیلی زور ب ماتحتش وارد میکنع تا جوآبع شمآرو بدع؟!:/
+انقد ب اون ماتحت دونیتون فشآر نیآرید:|
نخ و سوزن لآزم میشیداا:/
برچسب:
نویسنده: نگار کوهی
بضیام ک خب مهر و محبتای مارو ب بد برداشت کردن و فک کردن خبریع و خیآلآی باطلی توی قوه تخیلشون پروروندن...
ناموصن خودتون ع فکر و خیآلآیی ک تو اون قوه ی تخیلتون درست میکنین و خعیلی مسخرس، خندتون نمیگیرع؟!:/
+ی دو دو تآ چآر تآ لااقل پیش خودت بکن ببین ب فردی ک دوسش دآری و میخای بش ابراز علاقه کنی، میخوری یآ نع، بعد بیا واسش شآخ شو و چُسی بیا خآرکمبه ی عن سیآه:/
برچسب:
نویسنده: نگار کوهی
و ای تویی ک خودم بت پر و بآل دادم و واس من شاخ شدیو مث عنِ سیآه خودتو گرفدی:/
هروخ خآسی ک سیس وآس من بگیری، اینو یآدت بآشع ک دورانی ک کسی تورو بِبِله خودشم حسآبت نمیکرد، من آدمت کردم و "من بت پر و بال" دادم...
ملتفتی ک؟;)
برچسب:
نویسنده: نگار کوهی
بعد ع خبرع خوبی ک امشب شنیدم و بم رسید، دیگ ذهنمو خالی کردم ع هرچی و هرکی ک مزخرف بود و مطعلق ب من نبود و نیست;)
اصن انگا بعد ع این خبری ک امشب بم رسید زندگیم ع نو شروع شد:))
خوشآلم وآقن:))
دمع اوسا کریممون گرم ک هوامو دارع-___-
+دمت خعیلی گرمع میدونی دگ؟!D;
برچسب:
نویسنده: نگار کوهی